یادداشت و گفتگو
مریم بابایی- روزنامه نگار
صادرات غیرنفتی از الزام تا تعدیل
مریم بابایی- در دولت های گذشته، صادرات نفت، بخش اصلی ارقام صادرات کشور و درآمد ارزی را بر عهده داشت و صادرات غیرنفتی در بخش دیگری مغفول مانده بود. درآن سال ها عدم رشد صادرات غیرنفتی یک معضل بنیادی محسوب می‌شد به طوری که هر صاحب نظر و صاحب مسلکی رشد و توسعه اقتصادی را در افزایش صادرات غیر نفتی و خروج از اقتصاد تک محصولی می‌دانست. حتی دولت نیز نسبت به افزایش درآمد ارزی ناشی از صادرات غیر نفتی پیشنهاد و برنامه‌ریزی‌هایی را طراحی‌کرد تا وابستگی به نفت کاهش یابد.
در آن زمان، شاید ۲۰ تا۳۰ سال گذشته، بودجه سالانه کشور براساس صرفا درآمد حاصل از صادرات نفت خام بسته می شد و گاهی کمبود ارز و کسری بودجه، ناشی از این مقوله بوجود می آمد. لذا درآمد دولت و افزایش ارز در کشور با کمبود مواجه می شد و چاره ای جز افزایش صادرات غیر نفتی نبود. لذا یکی از بخش های اساسی برنامه های پنجساله که توسط سازمان برنامه و بودجه بسته می شد توجه و اهمیت به تولید و افزایش صادرات غیرنفتی بود.
دربرنامه سوم اقتصادی بود که بنیان اقتصاد کشور بر مبنای توسعه بخش پتروشیمی و کشاورزی به درستی بنا نهاده شد. صنعت پتروشیمی و بخش کشاورزی و فلزات جای خود را در زمینه تولید و صادرات باز کردند و ارقام صادرات غیر نفتی ایران روند رو به رشدی پیدا کرد. به طوری که آمارها نشان می دهد ارزش کالای صادرات غیر نفتی طی این سال ها یعنی از ابتدای برنامه های پنجساله توسعه تاکنون به بیش از۸۰ برابر رشد، رسیده است .
اما نکته اساسی امروزاقتصاد ایران این است که روند رو به رشد صادرات غیرنفتی می تواند فقط در شرایط غیرتحریمی و اقتصاد غیر تورمی جواب دهد. اقتصاد امروز ایران که با افزایش بی رویه انواع ارز مواجه است و همواره این نوسانات، با رویکرد صعودی ادامه دارد شاید می بایست برنامه ریزی دیگری برای صادرات پیاده سازی شود.
محصولات داخلی در بخش های کشاورزی، پتروشیمی و فلزات، کم و زیاد تولید می شوند اما همین مقدار محصولات نیز به دلیل افزایش نرخ ارز، تجار را وسوسه می کند که صادرات بیشتری را نشانه بگیرند و سود بیشتری را به جیب بزنند.
آیا باید به شکل دستوری به آن ها بگوییم دیگرصادرنکنید؟ ...
شیوه ای که از سال ها قبل برای توسعه آن برنامه ریزی کردیم وراه های ارتباطی آن هموار شد و صادرات رو به افزایش گذاشت و ما نیز خرسند از این ارقام صادراتی، به یکباره با معضلی مواجه شد که همین صادرات غیرنفتی مشکل اساسی یعنی کمبود کالا و مواد اولیه، برای مصرف کنندگان داخلی شد؛ اتفاقی که قبل ترها به هیچ وجه تصور نمی کردیم رخ دهد .
امروز که به افزایش تولید در محصولات پتروشیمی رسیدیم و توانستیم بخش زیادی از بازارهای خارجی را نصیب خود کنیم آیا قبل ترها فکر می کردیم که افزایش نرخ ارز، وضعیتی برای صادرات ما ایجاد خواهد کرد که ترجیح دهیم جلوی صادرات را بگیریم تا مصرف کننده داخلی به دلیل کمبود مواد اولیه و یا مردم به دلیل کمبود مایحتاج خود مجبور نباشند معادله چند مجهولی حل کنند؟
صادرات غیر نفتی در مجموع، مقوله بسیار مثبت در اقتصاد کشور است و به جد باید دنبال شود. در همه کشورها صدور کالاها یک نشان از عملکرد مثبت اقتصاد است اما در اقتصاد امروز ما که به یکباره نرخ ارز همه برنامه ها را وارونه کرد باید چاره دیگری اندیشیده شود؛ شاید لازم باشد برنامه و مدیریت جدیدی را پیاده کرد. به عبارتی  مقوله ای که در همه جای دنیا مثبت است و باید پیاده شود شاید در کشور ما فعلاباید مدیریت شود. شاید در بخش هایی واردات آن هم در یک برهه زمانی کوتاه، از صادرات نقش بهتری برای کنترل بازارداشته باشد. باید با این شیوه حداقل این تجار سودجو را مجبور به توقف تجارت بی رویه محصولات داخلی کنیم تا حداقل محصولات تولیدی داخل با افزایش قیمت پلکانی و ناگهانی مواجه نشود و مردم و بنگاه های تولیدی بتوانند با این میزان درامد، توان خرید حداقل ها را داشته باشند.  این موضوع تنها با مدیریت سازمان یافته می تواند از صادرات بی رویه و افزایش قیمت پلکانی جلوگیری کند.